هفته گذشته استانداری کلاس برامون گذاشته بود. تحت عنوان کنترل و بازدید فنی. استاد ظاهرن از مهندسهای کارکشته نظام مهندسی استان بود. ایشون با وجودی که فوق لیسانس معماری و سالها تجربه داشت اما متاسفانه دستش از عمران و کار محاسبات به شدت کوتاه بود. سرکلاس بحث زیادی درگرفت. درباره اینکه اساسن درسی که خوندم و منطقی که تو ذهنمه به دو طریق بیشتر نمیتونم مسئلهای رو درباره کارم و رشتهام بپذیرم؛ یا با محاسبات ثابت بشه، یا اینکه آییننامه و قانون باشه.
این بزرگواری که سرکلاس ما اومده بود یه سری حرفها و گزارههای متناقض تحویل ما داد و درنهایت هم دلیلش این بود: “چون من میگم!” و طبیعتن این قضیه برای من قابل قبول نبود. بعد از جروبحث زیاد استاد حرف آخرش شد این: “تو رو حضرت عباس! تو رو امام زمان! اینجوری انجام بدید”
داشتم سکته میزدم از این منطق. تاسفخوران ادامه کلاس رو به سکوت گذراندم. و افسوس…


با سلام چون مسئله مذهبی است بایدمتاسفانه ملاحظه مذهیهارا بکنم!که خیلی دشواراست؟که بخواهم ملاحظه بکنم!چون 30سال است که مذهبیون اصلا ایده ی ما را مساوی با مرگمان خواندند!؟ولی منش ماراباش،آئین مارا باش؟آری ماکه بی ایمانیم اما ببین داری چه آئینی هستیم!؟که حتئ رعایت کسانی که مارا تکفیر اگر درست نوشته باشم؟چون عربی است!کردند ملاحظه شان میکنیم؟!؟خواهر وبرادری نیز در سندوقخانه شان به گفته ی مینی پریزیدنت اتم را شکافتند!؟آنهم چه شکافتنی!!؟؟ما 30سال است داریم مجزه های آبکی میبینیم.
ببخشید رییس اما من عموما حرفهای شما رو متوجه نمیشم :Adina
مطمعنآ تاحالا برای شما پیش نیامده که بوسیله یک ایدلوژی یاهمان مذهب به ویرانی ومتلاشی کردن تمامیه ارزش های موجوددر زندگیتان دست بزنند؟درکشورداغدیده ما بابسیاری کردند آنچه نمیباید میکردند!؟آنچه لازم بودببینم ،بشنوم وبدانم،دیدم وشنیدم ودانستم؟اینها معلولهای واقعی بود که دلیل کافی برای تنفرم از هر نوع مذهبی بخصوص نامهایی که این نامها سبب به مسلخ بردن رفقای وعزیزان ماشد!؟سئوالی از شمادارم؟اگر بوسیله یک چاقو کسی کشته شود آیا خانواده ی آن مقتول آن چاقو را قاپ میگیرد و مورداحترام قرار میدهد؟مسلمآ نه؟پس منهم هرجاکه نام یکی از این ازاسلحه مثل امام زمان وحضرت عباس و و….بیاید تا آنجا که ادب حکم میکند مخالفتم را به هرنحوی که است با این مذهب مسلح که ازبنیاد ایچنین بوده برسانم.درست گفتید نظریه من ازنظرشما شایدبه موضوع ارتباطی نداشت؟اما وقتی میشنوم یک مهندس هنوزاندرخم کوچه ی هزارن سال پیش است وتوروحضرت عباس وامام زمان!!!!؟؟؟اینجاست که میگویم پس این همه سوادآموزی پس چه؟پس چه کسانی باید تخریب کنند ارزشهای کهنه راوخلق سازند ارزشهای نوین را ،تبدیل کنند همه ی چنین بودها را به چنین میخواهیمهارا؟اگر مهندسین ودکترها ودیگر تحصیلکردها زندگی نکنند برای شناختن وساختن باورهای نوین؟پس این رسالت بعهده ی کیست؟وبه این خاطر است که ماایرانیان به پیش نمیرویم درجاهم نزدیم بلکه عقب گردکردیم!؟وبه هزاران سال قبل برگشتیم؟اعدام درخیابانها؟قطع دست وپاوووسنگسارو…..!!!!!!؟؟؟؟؟ببخشید وقتتان را گرفتم تابعد.موفق باشید